سيد ظهير الدين مرعشى
مقدمه 83
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
مشار اليه در تأليف ابن اسفنديار . شرح و بيان مبسوط اين مطلب اين است كه در استيلاى مغول كه كتابخانههاى عمومى و پر از مؤلفات ثمينهء ايران از جمله كتابخانههاى معروف ساوه و رى - به باد چپاول تاتارهاى وحشى رفته و گنجينههاى علم و ادب با آتش بيداد خاكستر گرديده و صدها بلكه هزارها تأليفات گرانبها از بين رفته و مفقود الاثر شده - ابن اسفنديار در آن موقع تازه از تأليف كتاب خود فارغ گرديده و شايد هنوز مسودهء آن تهذيب شده بود ، و الحق شايستهء هرگونه خوشوقتى و مسرت است كه با آنهمه قلت نسخه از آن بلاى عظيم كه به اقرب احتمالات خود مؤلف نتوانسته است جانى بدر برد - سالم مانده ليكن باز هم تا پنج و شش قرن بعد ، يعنى تقريبا تا قرن يازدهم تأليف مذكور در محافل علمى و در پيش مورخين و مؤلفين معروف نبوده ؛ و در كتب تراجم و ساير كتب مربوطه از جمله در كتاب حاجى خليفه كه تأليف سيد ظهير را ذكر مىكند - اسمى از آن برده نمىشود بهعلاوه تاريخ استنساخ نسخههاى خطى آنكه فعلا در كتابخانههاى اروپا موجود است همگى از هزار هجرى متأخرتر است « 1 » . كلية در عهد اولياء اللّه و عصر سيد ظهير كتاب ابن اسفنديار معروف نبوده و شايد يك نسخه بيشتر كه از خوارزم به مازندران رسيده نداشته است . و مطابق قراينى كه ما در دست داريم مولانا اولياء اللّه نسخهء آن را بدست آورده و پس از حذف مقدمهء مؤلف و با اندكى تصرف - از حذف و اضافه آن را به اسم خود منتشر ساخته است . ابن اسفنديار در تأليف خود ملوك رستمدار و سلسلهء پادوسپانى را مستقلا مورد توجه نساخته و براى شرح حكمرانى ايشان فصلى جداگانه ترتيب نداده ، ليكن مولانا اولياء اللّه به واسطهء اينكه كتاب خود را به اسم فخر الدوله شاه غازى ابن زيار از سلسلهء پادوسپانى نوشته مجبور بوده كه وقايع حكمرانى و شرح زندگانى ملوك سلسلهء مزبور
--> ( 1 ) مراجعه شود به مقدمهء ترجمهء انگليسى ابن اسفنديار صفحهء 15